فعلا تعطیل ...
شرمنده که اینو میگم اما ...
تا یک ماه آینده به خاطر فصل امتحانات آپ نمیکنم
یا علی ...
تبلیغات 
روزﮮ خواهد آمد که بر برگهاﮮ تقویمان خواهند نوشت :
"روز ظهور امام زمان"
و به زودﮮ در مدینه در کنار خرابه اﮮ نا آشنا تابلوﮮ زیر را میبینیم:
"پروژه ساخت حرم مطهر حضرت زهرا (س)"
کارفـــرما : ق آ ئ م آل محمـــــد
پیمانکاران : یاران حضرت
مساحت : به وسعت دلهاﮮ تمام شیعیان
انشاءالله...
دلتنگم
دلتنگ جعبه هاﮮ خونه سازیم وقتـﮯ برج میساختـﮯ و میرفتـﮯ بالا
تقصیر این دل تنگ از من نیست ... دست دخترک کوچولو با موهاﮮ خرگوشـﮯ و با کفشاﮮ تق تقیه که یه جایـﮯ ته دلم داره داد میزنه ........ آهــــــــــــاﮮ همـــــــــــه چــــــــــــــﮯ خوب پیش میــــــــــــــــــره
با دستاﮮ کوچولوش داد میزنه : بساز خونه رو همه چـﮯ آرومه ...........
خونه اﮮ با آجراﮮ آبـﮯ و زرد و قرمز ..........
دست خودم نیست که دستم خورد و همش از هم پاشید !!!!!!
دخترکم دست کوچولوت تقصیر نداشت ....... رسم زمونست که میسازﮮ و خراب میشه
دلتنگم
فقط همین ......................................................................................................
پـﮯ نوشت :
قصد کردم یکشنبه برم زیارت گنبد فیروزه اﮮ آقام
دعام کنید ..
روزﮮ که داشتم ساکمو میبستم همه میگفتن کجا میرﮮ ...؟!
میرﮮ یه مشت خاک ببینـﮯ و بخورﮮ که چـﮯ بشه ...؟!
گفتم به جاﮮ التماس دعاتونه
من ِ بچه اهوازﮮ
من ِ بچه اهوازﮮ همیشه وقتـﮯ میرفتم اهواز شاکـﮯ میشدم که چرا اهواز بوﮮ خاک میده ...؟!
که چرا در ودیوار شهر اهواز رنگ خاکه ...؟!
که مگه شهردار خوزستان مرده که در و دیوارش رنگ به خودش نمیگیره ...؟!
هر کدوم از مناطق یه بوﮮ خاص داشتن
اما هیچکدوم بوﮮ زمین نمیدادن
تازه فهمیدم رنگ و بوﮮ درو دیوار خوزستان براﮮ چـﮯ بود..
من ِ بچه اهوازﮮ
تازه فهمیدم هیچ قوطـﮯ رنگـﮯ نمیتونه در و دیوار شهرو رنگ بزنه ...
من ِ بچه اهوازﮮ
تازه فهمیدم هیچ شهردارﮮ نمیتونه خاک از چهره جنوب پاک کنه ...
من ِ بچه اهوازﮮ ... تا حالا فکه ندیده بودم
من ِ بچه اهوازﮮ ... تا حالا بوﮮ کربلا نفهمیده بودم.
یا
مقلب القلوب و الابصار
دیده و ندیده هام ... و قلبم در اختیار مهربانـﮯ هایت
دیده ها و شنیده هایم را میبخشـﮯ...؟!!
یا مدبر الیل و النهار
روز و شب هایم رو به تباهـﮯ است ...
روزهاﮮ قبل از امروزم را به شب گریه ها میسپردم
با شب هاﮮ امروزم چه کنم
به کدام روشناﮮ روز بسپارم ..؟!!
یا محول الحول و الاحوال
شاید التماس ...
روزگارم را برمیگردانــﮯ به همان پاکیهاﮮ ندیده و
نشنیده ...؟!!
حول حالنا الـﮯ احسن الحال
کمـﮯ اجابت دعا
میخواهم ...

دیده بودما ...
دیده بودم که هر کـﮯ میره کربلا عاشق میشه
یعنـﮯ خودش میگفت که عاشق شده
دیده بودم یه بارش میشد ده باره
دیده بودم هر کـﮯ میره بقیع ... هر کـﮯ بره کربلا نمیتونه دل بکنه
دیده بودم میگفتن از خاک دل کندن سخته
دیده بودم وقتـﮯ بقیع میبینه دیگه دلش براﮮ خونش تنگ نمیشه
دیده بودم هر کاروانـﮯ که راهـﮯ میشد حسرت نبودن با کاروان رو میخورد
دیده بودم هر ماه دلش کربلا میخواد ... بقیع میخواد
من بدم میومد ...
خیلـﮯ بدم میومد ...
میگفتم یه بار رفتـﮯ و زیارت کردﮮ بسته دیگــــــه ...
اینهمه حرص و طمع براﮮ چیه ..؟!!!
که بعدش بیاﮮ بگـﮯ که ... آره طلبیده شدیم و داریم میریم و باد به قبقبه بندازﮮ که چـﮯ بشه ..؟!!
آخه من بقیع ندیده بودم که ...
شهید گمنام ندیده بودم ....
هـﮯ میگفتن کربلا بوﮮ عطر داره ...
هه ... میگفتم عوارض عاشقیه
ولـﮯ فکه بو داشت ... من خودم رفتم ... بوﮮ کربلا میداد
کی رفته کربلا ..؟!!!
بوﮮ کربلا مثل بوﮮ فکه است ...؟!!
کـﮯ رفته بقیع ...؟!!
خاک بقیع هم مثل خاک فکه فلج میکنه ...؟!!
خودم با چشماﮮ خودم دیدم
آره ...
دل کندن سخته
من اونجا دیــــــــــدم دلتنگــــﮯ یعنی چی ...!!
تازه فهمیدم دلتنگـﮯ و سخت دل کندن یعنـﮯ چـﮯ ...!!

آدماﮮ ریش دار بـﮯ ریشه
حوا منظورم نیست هااااااااا
منظورم آدمـــه... آدماﮮ ریش دار... بچه هاﮮ ریش دار
از اونایـﮯ که ریش دارن اما ریشه ندارن
شده بعضـﮯ وقتا از این که برﮮ توﮮ خیابون خسته بشـﮯ... ؟!
از اینکه با بچه هاﮮ ریش دار حرف بزنـﮯ خسته بشـﮯ... ؟!
فکر بودن تا آخر عمر با یه ریش دار آزارت بده... ؟!
متنفر بشـﮯ از هر چـﮯ بودنه... ؟!
اصلا جایـﮯ هست توﮮ این دنیا که خالـﮯ باشه از این ریش دارا... ؟!
خدا هست... ؟!!
اگه هست نشونم بده تا ابد میخوام هممون جا بمونم
اومدنشون معلوم نیست
رفتنشون معلوم نیست
دوست داشتنشون معلوم نیست
محبتشون معلوم نیست
خودشون هم نمیدونن برای چـﮯ زمینـﮯ شدن
فقط میدونن باید باشن چون مردن... چون ریش دارن
اما نمیدونن ریشه ندارن
یه روزﮮ اون دنیا... من هستم و شما و خدا
باید جواب بدﮮ ......
باید جواب بدﮮ .............
تاعید کسـﮯ سراغم نیاد
زنگ نزنید
چون به کسـﮯ جواب نمیدم
حتـﮯ محارمم
نزارید بی احترامـﮯ کنم و گوشـﮯ رو خاموش کنم
فقطـــــــــــ خانوما دعوتن
ورود ریـــــــــش داراااااااا ممنوووووووووووووووووووووع
_________________________________
امروز نوشت:
میدونم الان جز خودم کسـﮯ نیتونه منظورم رو درک کنه
تا عید سعـﮯ میکنم کاملش کنم
نظر ریش دارا تایید نمیشه
پس نظر ندین...

عموی ندیده من شهادتت مبارک
از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند
حدود سن و سال من یعنی 27 سال بیش ، به نقل قول بعضی از اقوام به خاطر فرار بابا برادر کوچیکترشون به اسارت گرفته شدن
به خاطر جراحت ناشی از شکنجه های رژیم بعث
... دیشب ...
وقتی من توی خواب ناز بودم
از دنیا رفتن
نمیتونم پرچم ایران روی تابوتش بکشم
نمیتونم روی طاقچه پلاک بزارم
و خیلی نمیتونم های دیگه ...
اما
افتخارم به اینه که دفاع از ملت رو
به دفاع از اعتقادشون نفروختن
عموی ندیده من شهادتت مبارک .